
گاهی وقتهادلت میخواهد با یکی مهربان باشیدوستش بداریو برایش چای بریزیگاهی وقتهادلت میخواهد یکی را صدا کنی!بگویی سلام، می آیی قدم بزنیم؟گاهی وقتهادلت میخواهد یکی را ببینیشب بروی خانه بنشینیفکر کنی و کمی برایش بنویسیگاهی وقتها..." آدم چه چیزهای ساده ای را ندارد ”ولی من چه خوشبختم ... چون من تو را دارم ... ...
ادامه مطلب
عاشق که میشوی قشنگ میشوی! قشگ مثلِ روزهایِ آفتابی روزهایی که آفتاب میآید و هوا برایِ دیدن داغ میشود قشنگ مثل وقتی کهمیگویی؛ گرمم است! بیا بریم طرفِ جایی کنارِ چشمهای، لبِ دریایی قشنگ مثلِ رفتنهایِ زیر یک درخت دراز به دراز شدن وُ روبه آسمان بههم نگاه کردن قشنگ! نه مثل وقتی که تو را در ابری سوار ببینم وُ بگویم: هوی! کجا؟ بخدا من تو را قشنگ دوست دارم قشنگ مثلِ وقتی که باد بگیرد...
ادامه مطلب
از دور تو را دوست دارم!بی هیچ عطریآغوشیلمسیو یا حتی بوسه ای....تنها دوستت دارم!از دور.................. ...
ادامه مطلب
شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی مرا دریاب ، ای خورشید در چشم تو زندانی ! خوش آن روزی که بینم باغ خشک آرزویم را به جادوی بهار خنده هایت می شکوفانی بهار از رشک گل های شکر خند تو خواهد مرد که تنها بر لب نوش تو می زیبد ، گل افشانی شراب چشم های تو مرا خواهد گرفت از من اگر پیمانه ای از آن به چشمانم بنوشانی یقین دارم که در وصف شکر خندت فرو مانَد سخن ها بر لب «سعدی» ، قلم ها در کف «مانی» نظر بازی نزیبد از تو با هر کس که می بینی امید من! چرا قدر نگاهت را نمی دانی ؟ ...
ادامه مطلب