یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!
یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر
می کنی؟!
یک نفر
دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت
یک سفر ، شهباز من ، با این
کبوتر می کنی؟!
ماه
من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !
با من دیوانه ، ای زیبای من ،
سر می کنی؟
گل بده
در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو !؟
گل بده ، کاشانه ی دل را ،
معطر می کنی؟!
ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از
زندگی
خستگی را از تنم ، با بوسه ای
در می کنی؟
گوش من
لج می کند ، وقتیکه حرف از رفتن است !
صحبت رفتن ، تو با این آدم کر می کنی؟
برچسب: یک نفر اینجا دلش تنگ است باور میکنی,یک نفر اینجا دلش تنگ است,
نویسنده: کاوه میرزاده