خدانگهدار - تاریخ: 1398/10/23 ساعت: 13:45
ﺁﻣﺪﯼ ﺩﺭ خواب ﻣﻦ - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
ﺁﻣﺪﯼ ﺩﺭ خواب, ﻣﻦ ﺩﯾﺸﺐ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ؟ ﺍﯼ ﻋﺠﺐ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﻓﻬﺎ ﻫﻢ، ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ! ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﺰﯾﺰ! ﯾﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺩﻝ ﺗﻨﮕﻢ ﻗﺮﺍﺭﯼ داشتی ﺑﻨﺪ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ پلنگ ﺧﻮ
می خواهم بگویم سلام - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
اگر سکوت این گستره ی بی ستاره مجالی دهد می خواهم, بگویم, سلام,اگر دلواپسی آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد می خواهم از بی پناهی پروانه برایت بگویماز کوچه های بی چراغ از این حصار از این ترانه ی تارم
اندوه بزرگ - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی.. اندوه, بزرگ,ی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابوراز چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی.. پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!هشدار! که آرامش ما را نخراشی.. هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزر...
ما دیر رسیدیم ! - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
بانوی من !دلم میخواست در عصر دیگری دوستت میداشتم !در عصری مهربانتر و شاعرانهتر !عصری که عطرِ کتاب ،عطرِ یاس و عطرِ آزادی را بیشتر حس میکرد !دلم میخواست تو رادر عصر شمع دوست می
با تو بودن خوبست - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
تو ظریفیمثل گلدوزی یک دختر عاشقکه دلانگیزترین گلها راروی روبالشی عاشق خود میدوزد.با تو بودن, خوبستتو چراغی، من شبکه به نور تو کتاب دل توو کتاب دل خود را که خطوط تن تستخوش خوشک میخوانمتو درختی، من
بعضی آدم ها .... - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
بعضی, آدم ها را نمیشود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها... اصلا به آخرش فکر نمی کنی آنها برای اینند که دوستشان بداری! آن هم نه
مرا دوست بدار - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
مرا دوست, بدار, همینطور سیاه و سفید با همین اشک ها و خنده ها همه ام را دوست بدار! قند و زهر بد و خوب تاریک و روشن با همه ی سکوت ها و پرحرفی هایم... مرا دوست بدار چون درختی که همه ی برگهایش را چون
ای هنوز بی نظیر ! - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیراین هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیرآسمان بی هدف ، بادهای بی طرفابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیرای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهانای هماره در نظر ، ای هنوز, بی نظ
شکار عقاب خواهد شد... - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
به نام عشق که زیباترین سرآغاز است هنوز شیشهی عطر غزل ، درش باز استجهان تمام شد و ماهپارههای زمین هنوز هم که هنوز است کارشان ناز استهزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت که عشق ، حادثهای خانمان برانداز
دیشب خوابت را دیدم... - تاریخ: 1397/9/27 ساعت: 12:46
بعضی روزها دلَم برای تو تنگ میشود! مثلِ دیروزکه دلَم تنگ شده بود وُتو نبودیمثلِ امروز،که دیشب, خوابت, را دیدم, وُتو آمده بودیمثلِ فردابعضی روزهادلَم برایِ تو تنگ میشود
این سودا .... - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 18:42
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحونچه دانستم که سیلابی مرا ناگاه بربایدچو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخونزند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافدکه هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگوننهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا راچنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون...
"دلم گرفته برایت" - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 18:42
به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایتدلــی کــــه کرده هـوای کرشمههای صدایتنه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیزکـــه آورد دلــــــم ای دوست! تاب وسوسههایتتو را ز جرگــــهی انبوه خاطرات قدیمیبرون کشیدهام و دل نهادهام به صفایتتو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیستنمیکنــــم اگـــر ای دوست، سهل و ز...
فکر کردن به تو یعنی ..... - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 18:42
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم کافیستقانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیستگله ای نیست من و فاصله ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم کافیستآسمانی تو ! در آن گستره خورشیدی کنمن همین قدر که گرم است زمینم کافیستمن همین قدر که با حال و هوایت گه...
در و دیوار گواهی بدهد ... - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 11:24
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز بجز فکر توام کاری هستبه کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موی تو گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هستهر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدست تو را بر منش انکاری هستصبر بر جور رقیبت چه کنم گر...
من تو را دارم ... - تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 11:24
گاهی وقتها دلت میخواهد با یکی مهربان باشی دوستش بداری و برایش چای بریزی گاهی وقتها دلت میخواهد یکی را صدا کنی !بگویی سلام، می آیی قدم بزنیم؟ گاهی وقتها دلت میخواهد یکی را ببینی شب بروی خانه بنشینی فکر کنی و کمی برایش بنویسی گاهی وقتها... " آدم چه چیزهای ساده ای را ندارد ” ولی من چه خوشبختم ... چون م...
حدیث مفصل ... - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:11
من کوتاه می نویسم اما تو بلند بخوان دوستت دارم ها را
بی تو یک پاییز ابرم، - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:11
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شدتیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفتاز غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شدمهر با بی مهری و نامهربانی میرسدمهربانی در نبودت اندک و ناچیز شدبی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شدکاش میشد رفت و گم شد در...
قصه دوست داشتن من و تو ... - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:11
دوست داشتنِ ما با عالم و آدم فرق میکردمن و تو وقتی دلتنگ هم بودیم، نمی توانستیم همدیگر را در آغوش بگیریم ما نمی توانستیم هر روز قرارهای عاشقانه داشته باشیمعصر ها نمی توانستیم پیاده روهای ولیعصر را قدم بزنیم ولی همدیگر را دوست داشتیمبا همه ی کارهایی که نمیتوانستیم بکنیمهمدیگر را دوست داشتیممن تو را ا...
كاش آن غروب ها را از ياد برده بودم - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:06
من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس كه روزها را با شب شمرده بودم يك عمر دور و تنها، تنها بجرم اين كه او سرسپرده مي خواست ، من دل سپرده بودم يك عمر مي شد آري در ذره اي بگنجماز بس كه خويشتن را در خود فشرده بودم در آن هواي دلگير وقتي غروب مي شد گويي بجاي خورشيد من زخم خورده بودم وقتي غروب مي شد وقتي...

برچسب‌های مرتبط

عصر جمعه | عصر جمعه دلگیر | عصر جمعه دلم گرفته | حال امروز مناز آینه پیداست بیا | حال امروز من | حال امروز من از | یک نفر اینجا دلش تنگ است باور میکنی | یک نفر اینجا دلش تنگ است | میل میل توست | شاعر شنیدنیست ولی میل میل توست