دوست داشتنِ ما با عالم و آدم فرق میکرد
من و تو
وقتی دلتنگ هم بودیم، نمی توانستیم همدیگر را در آغوش بگیریم
ما نمی توانستیم هر روز قرارهای عاشقانه داشته باشیم
عصر ها نمی توانستیم پیاده روهای ولیعصر را قدم بزنیم
ولی همدیگر را دوست داشتیم
با همه ی کارهایی که نمیتوانستیم بکنیم
همدیگر را دوست داشتیم
من تو را از همین جایی که هستم
از همان جایی که هستی دوست دارم
از پشتِ همان پنجره ای که ختم میشود به آسمانِ تو !!!!
برچسب:
نویسنده: کاوه میرزاده